|
........ سبزه زار های شهود ........
......... تیدآ دختری از تبار خورشید .........
|
ای خدا ای نور همه ی نورها ای نور آسمانها و زمین ای روشنی بخش ستارگان
بر من که زائر محراب مقدس تو ام در ظلمت دورانها بتاب. [ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 11:32 ] [ تیدآ ]
[ ]
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم ، حتی برای "تو" که سالها منتظر در زدنت بودم....
. . . . . . . اما خدا کند که بدانی چقدر محتاج است ، نگاه خسته من بر دعای چشمانت ....... [ جمعه 1391/02/01 ] [ 21:29 ] [ تیدآ ]
[ ]
خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم خیلی وقت بود که دلم از همه و همه ... نه ادامه نمیدم قرار شد اینجا سبد امید ها و آرزوهام باشه.... امید هایی که من رو از عمق تاریکی های وجودم بروشنی ها میرسونه قرار شد اینجا همون سبزه زار شهودی باشه که همیشه دنبالش بودم ... امروز آسمون گرفته بود صدای غرش دلش و هق هق سردادن گلوش گوش زمین رو کر میکرد و من همنوا با دلش شدم ، باهاش گریه کردم ، هق هقم رو سر دادم تو این یکی دوهفته که درگیر پیدا کردن کار بودم خدا خیلی کمکم کرد جاهای زیادی بهم پیشنهاد شد اما شرایط هرکدوم بهتر از قبلی بود و این آخری .... توی این روزا همش دنبال یه نذر بودم برای پیدا کردن کار ... اما احساس میکردم هر نذرم شاید مثل دفعه های قبل بی جواب بمونه زیر بارون از خدا خواستم کمکم کنه دستام رو به سمتش بلند کردم و .... با یک برقک آسمون یک جرقه توی ذهنم ایجاد شد یک جرقه زیبا ، پر از عشق ، پر از محبت ... آره زیباترین نذری بود که میتونستم بکنم ..... نذر کردم با اولین حقوقم برم بهزیستی و اندکی از حقوقم رو صرف یه بچه بی سرپرست کنم نه تنها حقوق بلکه محبتی که از خدا گوشه دلم به ودیعه گرفتم ........ وای چقدر حس خوبی دارم چقدر شیرینه چقدر دل نشینه ...... امروز وقتی دوتا از پسربچه های بهزیستی اومده بودن عکاسی برای عکس گرفتن خیره شده بودم به چهره ها شون چقدر معصوم بودند چقدر دوست داشتنی ...... این نذر شاید گوشزدی بود از طرف خدا ... خداجون حالا مطمئنم برام بهترین کار رو در نظر داری پس کمکم کن ... کمکم کن ....
[ دوشنبه 1391/01/28 ] [ 19:41 ] [ تیدآ ]
[ ]
امروز سبزه زار های شهود رو دوباره تشکیل دادم وقتی غم های دلم زیاد شد اینجا شد درد های خفته من اما امروز خواستم به حرف رهای 6 ساله گوش کنم و سبد های امید و ناامیدیهام رو از هم جدا کنم سبزه زار های شهود بشه امید ها و آرزوهام و من رو به شهود برسونه و درد های خفته مرهمی بشه برای سنگینی دلم و سبک شدن روحم از همه زشتی ها و نا امیدی ها....
[ جمعه 1391/01/25 ] [ 11:49 ] [ تیدآ ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |